ابو نصر فراهى
12
نصاب الصبيان ( فارسى )
عُقَار و قَهوَه و راح و مُدام و قَرْقَفْ مى * كَمّى دلاور و فارِس سوار صَيد شكار غَرَب پد است و صَنوبر خِلاف ناژ و بيد * چو نَخل خرما ، فِرصاد توتُ دُلْب چنار وَرَق چه برگ درختست و غُصن شاخ درخت * چو دَوحَه بيخ درخت و عثامَ « 1 » اسفيدار چو طَلح و خَمط درختان خار با موز است * چو اثْل شوره گز و شَوك خار سِدر كُنار نمد لُبادَه بود مال پرنهاده لُبَد * پلاس حِلس درخت و زمين و آب عَقار شَمامَه عِطر بود بوى ، بويدان جُونَه * بمَدّ و قَصر تو ما وَرد را گُلاب شمار قَبِيلْ و امَّت و عُصْبَهْ چو رَهطُ فِرْقَه گروه * چنان كه ايم و حَنَش اخزَم است و اشجَع مار بَطِيْن بزرگ شكم باشد و جَرين خرمن * بَشير مژده دهنده حَمير جمع حِمار تَصافُحست گرفتن چو دست يكديگر * تَعانُقست گرفتن كنارُ حِجر كنار
--> ( 1 ) - در فرهنگهاى عربى اين كلمه عَيثام ضبط شده است